تبليغاتX
شبهای بی ستاره

شبهای بی ستاره

سعید××هیچ کس

 

تمنا

در اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه مي كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن...

 


سه شنبه دوازدهم آبان 1388 |

 
سعید ×× هیچ کس

هرگاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت خش

خش برگها را احساس کردی

هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش
دیدی
برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از
ته قلب خود بگو:
یادت بخیر
porbafranix@yahoo.com

 

مطالب اخير

بازیگران هندی

بازیگران هندی

بازیگران هندی

بازیگران هندی

بازیگران هندی

تبریک عید غدیر

علی جان عیدت مبارک

عاشقانه

عاشقانه

عاشقانه