تبليغاتX
شبهای بی ستاره

شبهای بی ستاره

سعید××هیچ کس

 

خدایا دوستت دارم

به هر کی تا خوبی کنی میره و تنهات می زاره

اره تو این دنیا دیگه هیچ کی منو دوست نداره

وقتی می یان کنار من نقاب به صورت می زنن

همه حرفاشون دروغه به ظاهر عاشق منن

تو این دنیا اگه بخوای با کسی مهربون باشی

بعدش باید تا عمر داری از کارت پشیمون باشی

جواب هر خوبی تو با یه بدی داده می شه

دل کندن از تو تا ابد واسه همه ساده می شه

همه ادعا می کنن که عاشقن تا همیشه

خوب می دونم از عاشقی هیچی سرشون نمیشه

تو این دنیای بی کسیم فقط خدا مونده برام

فقط اون از اون بالاها واسه یه بار کرده نگام

هرکی تو دنیا یه جوری دنبال کار خودشه

هرکی یه جور از زندگی تصویری تو ذهن می کشه

همه تورو ترک می کنن فقط خدا پا به پاته

باور نکن هر کی که گفت عاشق رنگ چشماته

فقط تو شادی باهاتن تو غما ترکت می کنن

فکر نکن توی سختی ها همیشه درکت می کنن

به ظاهر غصه دار می شن با دیدن پلک ترت

ولی بعدش می رن و هی حرف می زنن پشت سرت

این ادمای دورو رو فقط خداشون می شناسه

توی اون دنیا کارشون هی خواهش و التماسه

نمی شه گفت با صراحت همه ی ادما بدن

درسته بعضی موقع ها حالتو به هم می زنن

ولی این بدی ها عزیز تو همه مون داره وجود

هیچ کی مث فرشته نیست زیر این گنبد کبود

این زندگی دو روزه و باید از اینجا بگذری

مهم اینه چی با خودت اونور دنیا می بری

دوست دارم تا هستم همه بدونن قدر خوبیمو

نه اینکه مردم بگیرن رو سر تابوت چوبیمو

چه فایده هر چی که بگم هیچ کسی حالیش نمیشه

تا زمانی که برم و بمونم واسه همیشه

خوب می دونم که قدرمو یه روز همه شون می دونن

می خوان با من حرف بزنن ولی دیگه نمی تونن

تو این دنیای لعنتی از من نمی کنن یادی

به ظاهر با دیدن من بال در می یارن از شادی

تو این دنیای  لعنتی کارم شده رنج و عذاب

ادمای خوبو فقط شبا می بینم توی خواب

 

 

مهربانا

می دانم که تا تو راهی نیست

می دانم که آسمان فیض و رحمتت همه جا بر سرم سایه دارد

می دانم که دستهای سبزت همیشه پشت و پناهم است

می دانم که تو تنها نگران لغزشهای ناتمام من هستی

امّا

نمی دانم

چرا هر روز که می گذرد از تو دورتر می شوم

دلم را به دست آب می سپارم و سبزی روحم را به شیرینی ناپایدار و فریبنده ی گناهان

کمکم کن

من این لذتها را به بهای دوری از تو نمی خواهم

من تو را می خواهم تنها تو را

ای مهربانترین مهربانان


سه شنبه دوازدهم آبان 1388 |

 
سعید ×× هیچ کس

هرگاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت خش

خش برگها را احساس کردی

هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش
دیدی
برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از
ته قلب خود بگو:
یادت بخیر
porbafranix@yahoo.com

 

مطالب اخير

بازیگران هندی

بازیگران هندی

بازیگران هندی

بازیگران هندی

بازیگران هندی

تبریک عید غدیر

علی جان عیدت مبارک

عاشقانه

عاشقانه

عاشقانه