تبليغاتX
شبهای بی ستاره

شبهای بی ستاره

سعید××هیچ کس

 

یاد ما

  اول قصه چقدر زیبا و دل انگیز بود

اما یه روز میاد که برای قصه گفتن خیلی خیلی دیر شده

اما یه روز میاد که برای دلداری دادن پرنده ی دل شکسته  خیلی دیر

یه روز میاد که به یاد تمام لحظه های ماندگار اشک بریزی

و اون وقته که  می فهمی توی دل یه آدم غریب تر از غریبه چی گذشته بود

یه روز میاد که حرفای دلم رو می فهمی اما دیگه خیلی دیره

یه روز میاد که از اشک های دل یه عاشق ، گلهای سرخ سیراب شده باشن

یه روز میاد که برای شنیدن حرفای دلم خیلی دیره

اما دیگه عاشقی وجود نداره و اشکی دیده نمیشه 

یه روز میاد که خبر میدن یه عاشق در غربت و بی کسی جون داد

یه روز میاد که خیلی دیره و عاشق مرده

و اون وقته که باید نوشت ،اشک ریخت و گفت :

" آنگـــــاه چــه زود دیـــــــر می شـــود "  

 


سه شنبه دوازدهم آبان 1388 |

 
سعید ×× هیچ کس

هرگاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت خش

خش برگها را احساس کردی

هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش
دیدی
برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از
ته قلب خود بگو:
یادت بخیر
porbafranix@yahoo.com

 

مطالب اخير

بازیگران هندی

بازیگران هندی

بازیگران هندی

بازیگران هندی

بازیگران هندی

تبریک عید غدیر

علی جان عیدت مبارک

عاشقانه

عاشقانه

عاشقانه